۱۳۹۴-۰۳-۱۵

در ایام غیبت حضرت حجت

در ایام غیبت حضرت حجت

امام دوازدهم مورد علاقه همه پیروان ایشان میباشند و همه عاشقان آن حضرت در وجوه مختلف زندگی ایشان تفکر ، مطالعه و کنکاش میکنند .

در واقع وجهه بشری ایشان نیز مانند هر بشر دیگری نیازها و مشخصات طبیعی خود را داشته اند . طبیعی است که ایشان مانند اجداد بزرگوارشان شغلی داشته و از آن طریق روزگار میگذرانده و ازدواج کرده اند .

جائی ندیدم ولی ایشان نیز مانند سایر اخلاف خود ، سنت رسول خدا را در ازدواج ، حتما اجرا نموده و صاحب فرزند بوده اند . ( یکی از کنیه های ایشان " ابوالقاسم " است )

طبیعی است که ایشان وظیفه پدری را به بهترین حا لت ممکن انجام داده اند . در نتیجه فرزندان ایشان ، عالم به امامت آن حضرت بودند و به وجود ایشان افتخار میکردند . این فرزندان نیز ازدواج نموده اند ، اما به احتمال زیاد امامت پدر را از فرزندان مخفی میکردند .( بیان نمیکردند )

اگر ایشان دو فرزند داشتند و هر سی سال این افراد ازدواج میکردند و دو فرزند میداشتند ، بعد از یازده صد سال ( هزار و صد سال ) امروز ، از نسل ایشان بیش از هشت ملیون نفر زندگی میکنند .

این که فرزندان ایشان را " سید " نمینامیم ، نشان میدهد که نسبت ظاهری رجحانی برای افراد نیست . بلکه نسبت معنوی است که اهمیت دارد . ( از همان رو که از رسول خدا شنیدیم " سلمان منی " )

در خصوص شغل ایشان حدث هائی میشود زد ، اما هر چه بوده جوری کار میکردند که کمتر دیده میشدند . ( یا اگر دیده میشدند ، کسی ایشان را نمیشناخت ) یعنی از باغ نخل داری تا کاسب بازاری ، طیف فعالیتهائی است که به صورت بالقوه ایشان میتوانستند انجام دهند . به احتمال زیاد ایشان کارهای دولتی و درباری نمیکردند .

نکته سوم این است که ایشان هم به احتمال زیاد خادمینی داشتند . این خادمین با افتخار به ایشان خدمت میکردند . در هر زمان تعداد این خادمین زیاد نبود ( و نیست ) اما به احتمال زیاد برای بعضی کارهای ظاهری این خادمین وجود داشته و ناشناخته بوده و خواهند بود .

۱۳۹۴-۰۳-۱۳

یک نکته تربیتی

کودکان به رفتار و گفتار بزرگترها نگاه میکنند . آنچه آنها انجام میدهند برای آنها مطلوب است .

اگر والدین از ماشین خوب همسایه صحبت کنند ، آن مقوله ( ماشین بهتر ) در ذهن کودک مینشیند و هدف کودک میشود. در بزرگسالی آن کودک دنبال ماشین بهتر و بهتر رفته و دنبال آن مطلوبیت که در ذهن او اثر عمیق گذاشته خواهد رفت .

اگر والدین از غذا – گوشت – برنج – میوه و هر چیز دیگری صحبت کنند ، این امر برای کودک همان نقش را خواهد داشت .

در واقع کودک نقش عاشقی را نسبت به آن معشوق ( در مثال اینجا ماشین – غذا – میوه – گوشت و غیره ) خواهد داشت .

این عاشقی در بزرگسالی افراد نمایان است . در افراد مختلف ملاحظه میکنیم که به اموری که شاید برای دیگران آن اهمیت را ندارند ، به نحوی خاص ( عاشقانه ) رفتار میکنند !

بر عکس اگر چیزی را در اختیار کودک بگذاریم ، بگوئیم این کار را بکن – این مال تو است .

در آن صورت کودک نقش معشوقی از خود نشان میدهد . نسبت به آن امر ناز میکند و با اصرار حالت کراهت در او پیدا میشود !

وقتی با اصرار به کودک غذا میدهیم – او را وادار به بازی با چیزی یا کسی میکنیم – کودک از آن امر بیزاری میجوید و نسبت به آن برخورد خصمانه میگیرد . جدای از این که آن امر به سود یا ضرر وجود اوست .

نقش پذیری کودک از رفتار والدین ( و محیط ) نکته مهمی است . لازم است آموزشهای لازم به مربیان ( والدین ) داده شود .

جهان زمینی و من

من در این جهان نقشهای متفاوتی دارد.
اول این که ضمن داشتن "جان" و "حیات" و "نیازها" و "آرزوهای" فردی , برای جامعه جهانی نیز جزء کوچکی هستم . در این جامعه نقش یکی از اجزای مکانیسم امروزی را تشکیل میدهم .
از طرفی , جامعه جهانی در طول تاریخ رشد نموده است . فراز و فرودهایی داشته . مرکز تمدن جهان از نقطه ای به نقطه دیگری جابجا شده و اندیشمندانی که دیگر اسم ایشان را به خاطر نداریم , در فلسفه , هنر و صنعت پیشرفتهایی را ایجاد کرده تا به امروز رسیده‌ایم .
این کشتی تمدن بشری بعد از من نیز پیش خواهد رفت و تمام مدت زمان حیات من در آن لحظه بسیار کوتاهی را تشکیل خواهد داد .

حرکت تمدن بشری مسیری دارد . افراد جامعه در جهت اعتلای این حرکت فعالیت میکنند . در این حین اگر گروهی از افراد بی تفاوت به این مسیر رشد ، حرکت کنند ، مانند این است که اعتلای جامعه دچار بیماری شده است . این بیماریها طبیب های خاص خود را میطلبد و درمان های خاص خود را دارد .

اگر گروهی از افراد نقش نفع شخصی را به دور از این حرکت جامعه مد نظر قرار دهند ، مانند این است که غده سرطانی در بدن ایجاد شده باشد . درمان این غده ها نیز اجتناب ناپذیر است . گاه برای این درمان نیاز به جنگ های جهانی است . ظهور نازیسم و فاشیسم و اصولا برتری جویی قومیتها تحت هر عنوان در آن زمان مطرح گردید . جامعه جهانی با هزینه زندگی ملیونها نفر این غدد سرطانی را درمان نمود . گر چه سلولهای سرطانی در گوشه گوشه جهان به تدریج در حال از بین رفتن هستند . ( آپارتاید آفریقای جنوبی و صهیونیسم و غیره )

شناخت این حرکت جامعه و اعتلای انسانیت امری است واقعی ، همه اجزای جامعه جهانی باید در جهت این رشد حرکت نمایند . اطلاع رسانی و نمایش نقش جوامع در این حرکت ، میتواند اتحاد جوامع را بیشتر نموده و سرعت این رشد را فزونی بخشد .

نقش من در طبیعت
همین نقش را "من" و "جامعه زمانه من" در طبیعت داریم . اثری که جامعه در این زمان بر طبیعت جهان میگذارد . یا در جهت طبیعی فرآیندهای طبیعی است , یا مخل آن ( متاسفانه مشکلات زیست محیطی و نابودی سایر انواع جانوران و گیاهان , ما را مقابل طبیعت قرار می‌دهد )
ملاحظه میکنیم که طبیعت در سیر تکاملی خود وقایع زیادی که مخل روند طبیعی بوده را پشت سر گذاشته است.همه آن وقایع را از سر گذرانده و خود را از آلایشها پاک کرده است .

در این گردونه گیتی و عالم طبیعت وظیفه من ( ما  ) چیست؟
در وجهه طبیعی باید فرآیندهای بشری را به سمت همراهی با طبیعت هدایت نمود .

در طبیعت نیز جوامع میتوانند خلاف سیکلهای طبیعی حیات فعالیت کنند . این را میتوان بیماری طبیعت نامید .که گاه با یک تب ( سیل و طوفان و موارد مشابه ) درمان میشود . گاه نیز رفتار نامناسب جوامع مانند یک غده سرطانی در جهت از بین بردن حیات در سیکل طبیعی جهانی اتفاق می افتد . در آن صورت نیز آن جوامع مانند یک غده سرطانی برای مدت کوتاهی ( در عمر طبیعت زمین ) حیات جهانی را با خطر روبرو میکند .اگر این رفتارهای سرطان گونه درمان نگردد ، مشابه درمان های بزرگ گذشته ، شاهد انقراض های بزرگ خواهیم بود .

به نظر میرسد اندیشمندان جامعه انسانی توانائی اصلاح رفتار جوامع بشری را داشته باشند . در غیر این صورت با یک انقراض بزرگ دیگر ، که شاید حیات بشری را با خطر مواجه نماید مواجح خواهیم بود .

تشابه نقش "سلول نسبت به بدن" به "فرد نسبت به جامعه"

هر سلول در بدن جان دارد . مجموعه از سلولهای مشابه نیز جانی دارند . برای مثال مکانیزم چشم ،نور را گردآوری میکند ، گاهی متن خود بخود دیده میشود ، گاه دیده نمیشود و به اراده ، بخشی از تصویر رویت میگردد. این " من " است که میبیند . اگر همه سلولها و مجموعه سلولها ، از بدن و مکانیزم اصلی اطاعت کرده و در جهت آن حرکت کنند ، میگوئیم بدن سالم است .

اگر بخشی فرمان نبرد ، بیماری رخ داده است . اگر گروهی سر به مخالفت بردارند ، گوئیم سرطان بوجود آمده .

افراد در جامعه نیز اینچنین هستند . جامعه خانواده – شرکت ، گروه کاری - ملت و جامعه جهانی .

اگر شخص مطابق مسیر خانواده – گروه کاری و ملت و جامعه جهانی حرکت کند ، که مفید است . در غیر این صورت اگر سیگنالهای جامعه را دریافت نکند ، بیماری برای آن جامعه حاصل میشود . و اگر در جهت خلاف حرکت کند ، نقش بیماری سرطان را برای اجتماع خواهد داشت .

 

در انواع غیبت حضرت قائم

سه نوع غیبت به تصور میرسد .
اول غیب شدن و ظاهر شدن بدون گذشت زمانی ، مانند آنچه دانشمندان از کرمچاله ها توصیف میکنند . ارتباط دو نقطه از فضا - زمان به یکدیگر.
در این غیبت و ظهور ، شخص غیبت کننده ، بر زمان بین غیبت و ظهور حکومت معنوی ندارد . ممکن است مشاهده داشته باشد ، اما هدایت معنوی که خاص اولیاء است باید در میان خلق حاضر باشد .  پس برای حضرت قائم این نوع غیبت ممکن نیست .
نوع دوم : غیبت اصحاب کهف . ممکن است آن حضرت پس از غیبت صغری و افزایش سن در جائی مشابه اصحاب کهف خوابیده باشند و خداوند به قدرت خود ، بدن آن حضرت را حفظ نماید . در اینگونه خواب ، همانطور که در خود اصحاب کهف نیز مشاهده کردیم ، آنها متوجه گذران " زمان " نمیگردند . در واقع خواب نوعی مرگ است (آیه 60 سوره انعام ) کسی که خواب است در واقع به عالم دیگری میرود که تصاویر اندیشه های خود و تصاویر عالم بالا را مشاهده میکند . هدایت خلق برای این شخص نیز در لحظه معقول نمیباشد .
نمونه ناقص این نگهداری را بشر سالها است با کاهش دمای بدن فراهم آورده است .
سوم : کسی که در میان ما زندگی میکند و از چشم نامحرمان غایب است : کسی که در میان ما زندگی میکند ، توان هدایت معنوی خلق را دارد و میتوان به ایشان قطب عالم امکان را عملا اطلاق کرد . وجود پر فیض ایشان با هوشیاری شاهد و ناظر همه چیز است و قدرت خلیفه الهی را بر کل عالم امکان به نمایش میگذارند .
زیبائی نقش عالم به یک سو – شوق یافتن ایشان از سوی دیگر ، تشنگان زیارت آن حضرت را به حرکت وا میدارد . در طول این سالهای طولانی غیبت ، اینطور نیست که هیچ کس به خدمت ایشان نرسیده باشد . اما به فرموده ایشان ، هر آنکس که به خدمت رسیده باشد ، توان بیان این واقعه را نخواهد داشت . از اینرو به ایشان منصوب است که " هر کس در زمان غیبت ، ادعای رویت کند کذاب است " .

۱۳۹۴-۰۳-۱۲

رفع یکی از مشکلات خودروهای پرنده

 


مشکل طول و ابعاد بال برای خودروهای پرنده ، یک مشکل اساسی است . در طرحی که توانسته به پرواز درآید ( شکل پیوست ) مشاهده میکنیم نسبت ابعاد بال با هواپیمای تک موتوره مشابه خیلی کوچکتر است .

برای رفع این مشکل میتوان بال را طویلتر گرفته و آنرا بصورت کشوئی درون خود بال جمع نمود . با این روش ، حداقل طول بال را میتوان سه برابر نمود .

چون در این هواپیماهای سبک از فضای داخل بال استفاده ( برای باک سوخت ) نمیشود ، میتوان درون آنرا با سیستم کشوئی چند مرحله ای ، چند بال قرار داد .

۱۳۹۴-۰۳-۰۹

استفاده از لامپ یو وی در منزل

لامپ یو وی باعث ضد عفونی محیط با هزینه کم میگردد . در منزل نیز محیطها و لوازمی است که باید ضد عفونی گردد . اما با توجه به این که یو وی برای انسان مضر است ، از این لامپها باید در زمانی استفاده نمود که انسان در محیط نباشد .

سرویس بهداشتی و حمام و آشپزخانه  محیطهائی هستند که میتوان از این لامپها استفاده نمود . مکانیزم آن باید به گونه ای باشد که با سنسورهای مشخص تشخیص دهد انسان حضور دارد یا نه – از طرفی با ایجاد یک نوع نویز و لامپ کوچک هشدار دهنده ( روشن و خاموش شونده – مشابه چراغ پلیس ) به انسانهای محیط اعلام نماید که این لامپ روشن است .

البته افراد با پوشش مناسب میتوانند به این لامپ نزدیک گردند . سایر موارد ایمنی توسط شرکتهای سازنده میتواند مطرح گردد .

۱۳۹۴-۰۳-۰۸

تفاوت مردم

تفاوت مردم
تفاوت مردم در قابلیت جذب الطاف الهی است .
و این قابلیت اکتسابی نیست
انتخابی است .

۱۳۹۴-۰۳-۰۷

یک اشتباه رایج در ترجمه از عربی به فارسی

در عربی از اعداد بزرگ , برای مفهوم " خیلی " استفاده میشود
الف = هزار مشهور است
اعداد صد هزار و هفتاد و مضارب آن مثل هفتاد هزار , هفتصد هزار
و ...
متاسفانه در جایی که سخنرانها بصورت شفاهی از ترجمه آنچه قبلا خوانده‌اند استفاده می‌کنند , این مشکل پیش می آید .
شنونده عدد را به خاطر می‌سپرد و آن وقایع یا داستان را متناظر آن اعداد می‌فهمد .
در نقل قولهای بعدی , آنچه اهمیت می یابد , اعداد است که به وقایع منتصب شده ,
تعداد لشگر
افرادی که بیعت کردند
سن افراد
و موارد دیگر .

این موارد به تدریج وارد تاریخ شده و وقایع را خلاف واقع نشان میدهد .
باید یک پالایش ترجمه‌ای بخصوص در نقل قولهای شفاهی صورت گیرد .

۱۳۹۴-۰۳-۰۶

فروش جزایر یونان !

یونان دچار بدهی بزرگی است و نه مردم یونان علاقه ای به پرداخت بدهی خود دارند و نه طلبکاران ، از مواضع خود عقب میکشند !

چه باید کرد ؟ طبیعی است که یونان باید بعضی از داریهای خود را به فروش برساند .

در دریای مدیترانه ، یونان تعداد زیادی جزیره غیره مسکون دارد . از طرفی بازار خرید جزیره برای ثروتمندان بسیار داغ است . نزدیکی این جزایر به اروپا و فرودگاه و آب و هوای مدیترانه ای آن ، هر جزیره را به بهشت کوچکی مبدل ساخته است .

یونان میتواند با فروش چند جزیره از جزایر بیشمار خود ، کل بدهی خود را تصویه نماید . از طرفی ثروتمندان جهان نیز علاقه زیادی به داشتن چنین جزایری داشته تا بهشت کوچک خود را در آن بنا کنند .

برای این کار دولت یونان باید جزایر مناسب برای این کار را شناسائی کند . جزایری که در آینده مشکلی برای یونان و کشورهای همسایه ایجاد نکنند ، راه دسترسی مناسب داشته و به قدر کافی از سواحل دور باشند .