مقدمه:
در حالی که شمارش معکوس برای پایان ضربالاجل ۱۱ روزه و آغاز احتمالی یک درگیری ویرانگر در خلیج فارس آغاز شده است، گزینه نظامی (حمله ۷۲ ساعته) نه تنها تضمینی برای صلح نیست، بلکه میتواند جهان را در یک سیاهچاله اقتصادی و ایران را در بحرانی بیسابقه فرو ببرد. اما راه سومی وجود دارد: «گذار از طریق مذاکره». این طرح پیشنهادی برای خروج آبرومندانه تمام طرفین از بنبست فعلی است.
هسته اصلی طرح: تشکیل «شورای عالی انتقال» (مدل ۵۰-۵۰)
به جای اصرار بر تغییر ناگهانی که منجر به خلأ قدرت و جنگ داخلی میشود، پیشنهاد میگردد یک نهاد تصمیمگیر جمعی با ترکیب زیر تشکیل شود:
۱. ترکیب متکثر: تشکیل شورایی ۲۴ نفره متشکل از ۱۲ نفر از مدیران ارشد و تکنوکراتهای فعلی حاکمیت و ۱۲ نفر از چهرههای ملی، منتقدین برجسته داخلی و متخصصان مستقل.
۲. تفویض اختیارات: رهبری فعلی برای عبور از بحران، اختیارات سیاست خارجی و مدیریت کلان اقتصادی را به این «شورای عالی انتقال» تفویض میکند.
۳. ماموریت ۲ ساله: این شورا وظیفه دارد ظرف ۲۴ ماه، زیرساختهای لازم برای اصلاح قانون اساسی و برگزاری یک انتخابات آزاد و رقابتی را فراهم کند.
چرا این طرح برای طرفین جذاب است؟
· برای حاکمیت: این طرح «خروج ایمن» (Safe Exit) را تضمین میکند و از فروپاشی فیزیکی و انتقامجوییهای کور جلوگیری مینماید. نیمی از قدرت برای حفظ ثبات در دست آنها باقی میماند.
· برای غرب و آمریکا: ترامپ به دنبال یک «معامله بزرگ» (Grand Bargain) است. این طرح به او اجازه میدهد ادعای پیروزی تاریخی در تغییر ساختار سیاسی ایران بدون شلیک یک گلوله را داشته باشد.
· برای مردم و اقتصاد: تشکیل این شورا پیامی فوری به بازارهای جهانی مخابره میکند که دوران «پیشبینیناپذیری» تمام شده است. قیمت نفت کاهش یافته و مسیر لغو تحریمها باز میشود.
نقش ضامنهای بینالمللی در ۱۱ روز باقیمانده
بدون حضور ضامن، «بحران بیاعتمادی» مانع از هر توافقی است:
· چین و عمان: چین به عنوان ضامن اقتصادی، بلافاصله پس از تشکیل شورا، بستههای سرمایهگذاری را فعال میکند. عمان نیز به عنوان ناظر میدانی، بازگشایی امن تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد.
· ایالات متحده: در مقابل تشکیل این شورا، آمریکا متعهد به لغو فوری تحریمهای بانکی و تضمین عدم مداخله نظامی در طول دوره انتقال میشود.
نتیجهگیری:
جنگ، شکستِ دیپلماسی است. طرح «شورای انتقال ۵۰-۵۰» فرصتی است تا ایران به جای تبدیل شدن به یک میدان نبرد، به یک «قدرت منطقهای مسئولیتپذیر» تبدیل شود. هزینه این صلح به مراتب کمتر از هزینه بازسازی یک کشور ویران پس از جنگ خواهد بود.