۱۴۰۰-۰۱-۰۵

سیاست واکسیناسیون باید اصلاح گردد تا کرونا زمین گیر شود ۲

سیاست فعلی واکسیناسیون این است که افراد پر خطر اول واکسینه شوند. این کار باعث می شود که بیماری در میان افراد بی علامت باقی بماند و با انتقال بین آنها جهش یابد تا زمانی که واکسن کم اثر یا بی اثر شود .
راه حل جلوگیری از انتقال است با واکسیناسیون افراد بی علامت.

سیاست واکسیناسیون باید اصلاح گردد تا کرونا زمین گیر شود

فرض کنیم که هر نفر بیمار کرونایی به طور میانگین سه نفر را مبتلا کند .
همچنین فرض کنیم ، فردی که علامت دارد ، به پزشک مراجعه می کند و یا بستری می شود . در هر حال با علم به بیماری در قرنطینه قرار گرفته و میزان مبتلا کردن افراد دیگر به حداقل می رسد . فرض کنیم این مقدار صفر باشد .
بنابراین برای حفظ میانگین 3 نفر ، افراد بی علامت باید افراد بیشتری را آلوده نمایند تا میانگین 3 نفر حفظ گردد.
اگر برای مثال یک بیمار سه نفر را مبتلا کند و دو نفر از این سه نفر علامت داشته باشند ، آن دو نفر به قرنطینه خواهند رفت و دیگران را مبتلا نمی کنند ، اما نفر سوم بی علامت است و احتمالا خودش هم مطلع نیست که دیگران را آلوده می کند . آن نفر سوم باید 9 نفر را مبتلا کند تا در مرحله بعدی نیز میانگین 3 نفر برقرار باشد .
این یعنی افراد بی علامت خطر بیشتری برای جامعه دارند تا افرادی که علامت دارند !
برای جلوگیری از انتقال بیماری باید جلوی بیماری افراد بی علامت گرفته شود . در واقع افرادی که بالقوه بی علامت هستند باید واکسینه شوند تا جلوی انتقال بیماری گرفته شود .
این افراد بیشتر در میان افراد نوجوان تا میانسالی است که سالم هستند و روابط اجتماعی نسبتا بیشتری دارند . دانشجویان و دبیرستانی ها در این دسته قرار می گیرند .
گر چه این افراد در مقابل بیماری مقاوم هستند ، اما به راحتی با ارتباط اجتماعی گسترده می توانند بیماری را به دیگران منتقل نمایند .
اگر ما برای 10% افراد اجتماع واکسن داشته باشیم ، کدام افراد را واکسینه خواهیم نمود ؟
(تصویر شبکه انتقال را نشان می دهد و از جای دیگری برای درک موضوع آورده شده است)

spothlight-missinformation.png

۱۴۰۰-۰۱-۰۳

محاسبه زمانی تخت شدن منحنی کرونا در جهان

این پاندمی نیز مثل هر پاندمی دیگری یک نقطه اوج دارد . بر اساس میزان رشد مبتلایان کرونا تا امروز می توان پیش بینی نمود که اوج این پاندمی( در جهان و هر کشور )  چه زمانی است .
همچنین در مورد کشورمان می توانیم تخمین بزنیم چه زمانی به نقطه اوج می رسیم .
گر چه برای محاسبه منحنی نرمال باید در فرمول منحنی نرمال چند نقطه را قرار دهیم و پارامترهای آنرا بیابیم .( سه نقطه کافی خواهد بود . اما با تقریب می توان گفت از جایی که منحنی رشد سریعتری را پیدا کرده تا میانه منحنی تقریبا سه برابر زمان مورد نیاز است .
این یعنی از تاریخ 20 اکتبر 2020 به مدت 24 ماه دیگر تا نقطه اوج فاصله داریم . به عبارت دیگر بیماری در کشور ما 32 ماه تا نقطه اوج و 32 ماه تا صفر شدن زمان لازم دارد . با واکسن می توان تلفات را کاهش داد و از سرعت رشد منحنی جلوگیری کرد . اما احتمالا زمان اوج را نیز عقب بیندازد .
واکسن چیزی نیست که هیچ فرد عاقلی بگوید نباید استفاده نمود . اما باید برای رسیدن به دوره اوج دو ساله از 20 اکتبر آماده باشیم . در ایران 20 ماه دیگر تا نقطه اوج فاصله داریم .
برای تبادلات اقتصادی مردم چه سناریوهایی پیش چشم سیاست گذاران است ؟



۱۳۹۹-۱۲-۲۶

تکنولوژی مورد نیاز برای نجات گونه های در معرض انقراض

از سلول های بنیادی بند ناف برای خیلی کارها استفاده می شود . واقعیت این است که این سلول های بنیادی می توانند تقریبا به همه نوع سلول تبدیل شوند .
برای جلوگیری از انقراض گونه ها ، به چه سلول های نیاز داریم ؟
تخمک 
نوع نر اکثر گونه ها تعداد بی شماری اسپرم تولید می کند ، اما محدودیت تکثیر گونه ها روی تخمکی است که باید بارور شود . 
" اگر بتوانیم سلول های بنیادی را به سلول تخمک تبدیل کنیم " ( این تکنولوژی مورد نیاز است ) بنابراین با تعداد زیاد اسپرم موجود همه گونه ها می توانیم تعداد زیادی جنین تولید کنیم .
این جنین ها را می توان در رحم گونه های موجود گذاشت و یا در بعضی از عضوهای پستانداران قرار داد ( مثلا در بخشی از حفره شکمی ) و یا حتی در رحم اجاره ای ( از گونه های نزدیک به گونه در حال انقراض ) قرار داد .
تصور کنید یک کرگدن که در هر زایمان ده فرزند داشته باشد ( در حال حاضر دوقلو زایی استثنا است ) همچنین انتقال گونه هایی مثل کرگدن سفید به جزایر منفصل فیلیپین و اندونزی است ( تعداد زیادی جزیره کوچک و بزرگ با علوفه فراوان و بدون خطر شکارچی ) 
بر حسب گونه می توان در خصوص اقدامات تکثیر طبیعی و نیمه طبیعی این جانوران تصمیم گرفت .
این فعالیتها جدای از برنامه هایی است که برای نجات زمین باید صورت گیرد و شرایط زیستی جانوران را حفظ کرده و یا توسعه دهد .

۱۳۹۹-۱۲-۲۳

گزینه ب چه می تواند باشد ؟


برای موارد مهم که یک گزینه الف بهترین است ، معمولا یک گزینه ب هم در نظر گرفته می شود که اگر به هر دلیلی گزینه الف موفق نبود ، مجریان غافلگیر نشده و امکان حرکت به سمت مطلوب را داشته باشند .
در خصوص مسیری که کشورها برای واکسیناسیون و امید به اثر بخش بودن آن دارند نیز همین گونه باید پیش رفت .
برای مثال همه خوشبین هستند که در تابستان اوضاع آمریکا نرمال شده و کسب و کارها به دوره قبل از همه گیری بازگردند .
اما اگر نشد چه ؟
آیا دولتها گزینه ب دارند ؟
گزینه های ب چقدر کارآ هستند . آیا برای آنها هم گزینه ج موجود است ؟
جا دارد به کشور خودمان نگاه کنیم . دولتی های ما مشابه سیستم اجرا شده در دنیای غرب ایمنی گله ای را انتخاب کردند و در همان چاله افتادند که غربی ها هستند . این بیماری سالها طول می کشد تا به ایمنی گله ای برسد .
جلوگیری از همه گیری و کنترل بیماری راه ایمن و شدنی و مطمئن رهایی از این بیماری است . البته واکسیناسیون نیز در کنار راه اصلی می تواند از صدمات کادر درمان و سایر افراد درگیر با بیماران ( مثل نیروهای نظامی و انتظامی ) جلوگیری نماید .
هر چه دیرتر سناریوی سلامتی مطمئن جامعه شروع شود ، دیرتر به وضعیت عادی فعالیت کسب و کار خواهیم رسید و این یعنی قشر فقیر اجتماع آسیب شدیدتری خواهند دید .
در کشوری که کودکان پابرهنه مناطق مرزی داشت و امروزه با انتشار فقر کودکان پابرهنه گرسنه را در پایتخت می بینیم و همچنین سایر نشانه های فقر را در جامعه مشاهده میکنیم ، تعلل در روان شدن فعالیتهای عادی اجتماعی صدمات شدیدی به انسانها خواهد زد . و این علاوه بر مشکلات ملموس بیماری همه گیری موجود است .

۱۳۹۹-۱۲-۱۶

امید به واکسن کرونا یا قربالگری گسترده بیماران کرونایی

امروزه مردم دنیا ( و دولتها ) به واکسن کرونا امیدوارند . اما همه دانشمندان می دانند که تا روزی که یک بیمار در جامعه باشد ، امکان شروع مجدد بیماری همه گیری وجود دارد . از سوی دیگر جهش های این بیماری ، اثر بخشی واکسن را کم می کند و افراد واکسینه شده را تبدیل به افراد ناقل خاموش می کند .
اما دولت چین با اقداماتی جلوی کرونا را گرفت و این کار را قبل از تولد واکسن انجام داد .
چگونه ؟
با محدودیت ها می توان جلوی انتشار بیشتر را گرفت ، اما برای خفه کردن و نابودی بیماری کار بیشتری باید انجام می شد و این کاری است که دولتها آن را انجام نمی دهند و از انجام آن طفره می روند .
دولت چین شروع به آزمایش گسترده و شناسایی بیماران کرد و آنها را از جمعیت عادی تا زمانی که معالجه شوند جدا کرد ( در منزل یا در بیمارستان های صحرایی و یا هر جای دیگر )
تصور کنید یک شهر بسته دارید که بیماران کرونا در آن پخش هستند . از یک گوشه شروع خواهید کرد و تنها زمانی به مردم منازل اجازه بیرون آمدن می دهید که تست کرونا داده باشند و تست منفی باشد . کم کم مساحت این محدوده را بیشتر می کنید تا کل شهر از کرونا تخلیه شده باشد . 
این کار را هر چند بار لازم باشد انجام خواهید داد .
بدین ترتیب دولت چین مرکز شیوع کرونا در جهان را مدیریت کرد و آن را از بیماری تخلیه نمود. 
و این ربطی به نوع حکومت نداشته است .
تنها تفاوت ماهوی چین و غربی ها در این مورد ، تفاوت دیدگاه اقتصادی به بیماری کرونا در غرب و شرق است.
غربی ها از این بیماری پول درآورده و سود خواهند برد . مکانیزم بازار غربی ها این سود را تضمین می کند . تصور کنید یک واکسن 20 دلاری را که برای چند میلیارد نفر در چند نوبت مورد نیاز خواهد بود . چه میزان سودآوری بزرگی را ایجاد خواهد کرد ؟ امتیازهای سیاسی و غیر سیاسی این واکسن ها هم جایگاه خود را دارد.
دولتها جدای از واکسیناسیون می توانند با غربالگری کل جمعیت مناطق مسکونی ، این منطقه ها را از بیماری پاکسازی نمایند. فقط باید بخواهند و انجام دهند . کار سختی نیست و از تجربه متخصصین چینی نیز می توانند برخوردار گردند .
امروزه کیت های تشخیص بیماری پیشرفت زیادی نسبت به روزهای اول کرده اند .