تصفیه تریلیون دلاری؛ چگونه اهرم ورشکستگی سیستمی میتواند پیشتازی هوش مصنوعی آمریکا را نجات دهد؟
سیاستگذاران پولی و استراتژیستهای امنیت ملی ایالات متحده با یک صورتمسئله مشخص مهندسی و مالی روبرو هستند: در حال حاضر، بار سنگین سرمایهگذاریهای عظیم تریلیون دلاریِ انجامشده (CAPEX)، مستقیماً بر دوش هزینههای عملیاتی (OPEX) این صنعت سنگینی میکند و قیمت تمامشده خدمات را بالا نگه داشته است.
صنعت هوش مصنوعی برای چابکی، افزایش شتاب رقابتی و حرکت دادن چرخهای اقتصاد خرد و کلان، نیاز دارد تا این بارِ سرمایهگذاری انباشته را از روی دوش خود زمین بگذارد. کاهش بار این بدهی، تنها راه منطقی برای افت شدید قیمت خدمات هوش مصنوعی، تحریک تقاضای واقعی در بازار و آزادسازی پتانسیل اقتصادی این فناوری برای مصرفکنندگان است. این بنبست با تزریق یارانههای دولتی حل نمیشود؛ بلکه نیازمند استفاده هوشمندانه از «مکانیزم ورشکستگی سیستمی» است.
ترفند آزادسازی ترازنامهها از طریق Chapter 11
هسته حاکمیتی و سیاستگذاران واشنگتن باید بستر قانونی و پولی لازم را فراهم کنند تا شرکتهای فرعی زیرساختی که این بدهیهای سنگین را حمل میکنند، وارد فاز نکول (Default) و تصفیه تحت فصل ۱۱ قانون ورشکستگی شوند. این اقدام دو نتیجه حیاتی دارد:
۱. سبکسازی ساختار هزینه: تریلیونها دلار تعهدات مالی انباشته و حباب قیمتهای کدهای سختافزاری از ترازنامه صنعت حذف میشود.
۲. بازخرید به قیمت منصفانه روز: شرکتهای فناوری تراز اول و نوآور میتوانند دیتاسنترها، خطوط توزیع انرژی و سختافزارها را بر اساس ارزش واقعی و تنزلیافته امروز بازار از دادگاه بازخرید کنند.
نکته : در این مسیر مشکلاتی وجود دارد که می توان با استفاده از کارشناسان بر آنها فائق آمد.
سوابق تاریخی: تکرار چرخههای سرمایهداری آمریکا
این ترفند مالی در تاریخ اقتصاد آمریکا بیسابقه نیست. در قرن نوزدهم، راهاندازی خطوط سراسری راهآهن آمریکا با سرمایهگذاریهای فراتر از توان بازار به اشباع و ورشکستگی زنجیرهای شرکتها منجر شد. در سال ۲۰۰۱ نیز سقوط حباب داتکام، زیرساختهای عظیم فیبر نوری را که با هزینههای کمرشکن ساخته شده بودند، وارد فاز تصفیه کرد. در هر دو تجربه تاریخی، ورشکستگی شرکتهای اولیه باعث شد داراییهای فیزیکی (ریلها و شبکههای فیبر نوری) با کسری از قیمت واقعی به دست مالکان بعدی بیفتد. این حراج بزرگ، قیمت خدمات ارتباطی و ترابری را به شدت سقوط داد و موتور محرک جهش اقتصادی بعدی آمریکا شد.
تفکیک مهندسی برندگان و بازندگان سیستم
برای ارزیابی مدیریت ریسک، ذینفعان این جراحی مالی به دو گروه تقسیم میشوند:
* جذبکنندگان زیان (بازندگان): بانکهای تجاری کلان، صادرکنندگان اوراق قرضه شرکتی سمی و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) که بدون ارزیابی دقیق ریسک به این حباب تریلیون دلاری دامن زدهاند، باید زیان نکول را در ترازنامه خود هضم کنند.
* آزادشدگان عملیاتی (برندگان): شرکتهای توسعهدهنده مدلهای هوش مصنوعی، استارتاپهای نوآور و مصرفکننده نهایی از زنجیره بدهی خلاص میشوند. با سقوط قیمت استنتاج (Inference Price)، هوش مصنوعی به یک کالای عمومیِ ارزان، چابک و در دسترس (Commodity) تبدیل شده و بهرهوری کل اقتصاد را افزایش میدهد.
فراخوان به اقدام (Call to Action)
این جراحی نیاز به مداخله پشتپرده و هماهنگ مشاوران اقتصادی کاخ سفید، شورای امنیت ملی (NSC) و فدرال رزرو دارد. نهادهای حاکمیتی باید به جای تلاش برای سرپا نگه داشتن ساختارهای مالی بیمار به وسیله سوبسیدها، شبیهسازی مدلهای تصفیه زنجیرهای را آغاز کنند. پیشتازی ژئوپلیتیک ایالات متحده در جنگ تکنولوژی، وابسته به نجات ترازنامههای کاغذی نیست؛ وابسته به چابکسازی مغزهای متفکر و کاهش بهای محاسبات است. فرمان بازنشانی (Reset) ترازنامهها نیاز دارد که صادر شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر